نگاهی اجمالی به وضعیت ورزش در کشور

نگاهی اجمالی به وضعیت ورزش در کشور

 

با سلام خدمت دوستان. امروز این مقاله ررو میذارم چون فکر میکنم موضوع خیلی مهمی باشه که باید بهش توجه بشه.

ورزش، چیزی که از لحاظ نام و نشان خیلی هم مهم نیست، راستش از لحاظ درس و مدرسه هم خیلی مهم نبود. یادتون میاد اونایی که بچه درسخون بودن و نمره هاشون بالا بود، بالاخره باید یه نمره خوب هم از ورزش میگرفتن. اونایی هم که نمره هاشون خیلی بالا نبود و سروگوششون میجنبید که ورزششون خوب بود و خودشون نمره بالایی میگرفتن، خلاصه همه نمره بالایی میگرفتن. بنابراین ورزش خیلی درس مساله سازی نبود و لازم نبود من به عنوان دانش آموز خیلی بهش توجه کنم.

همونطور که گفتم قصدم از گذاشتن این مقاله برسی این مساله در جامعه است که بنظرم تا حدی تاسف باره. برای اینکه کم کم وارد ماجرا بشیم من سعی میکنم مطالب را به صورت خاطره وار بیان کنم تا جذاب و قابل درک باشه:

قبل از دبستان; من به شخصه خودم قبل از مدرسه به صورت حرفه ای که اصلا از لحاظ غیرحرفه ای هم فعالیتم فقط در حد بازیهای بچگانه بود که فکر نکنم بشه بهش گفت ورزش. خلاصه اینطور شد که زحمت ورزشکار کردن ما افتاد روی دوش آموزش و پرورش. این از این

دبستان; توی مدرسه خدارو شکر یه معلم ورزش داشتیم ولی ببینید اوضاع چطوری بود:

کلاس ما حدودا 32 نفر جمعیت داشت، زنگ ورزش هم که میشد حدودا میشد زنگ فوتبال. حالا اگر فرض کنیم 26 نفر هم بازی میکردند پس ما باید میشدیم 2 تا تیم 13 نفره !!!!

(اینم استاندارد مدل ماست) بدتر از اون اینه که ما که اصلا فوتبال یاد نمیگرفتیم فقط یه توپ وسطمون میانداختند ما هم مثل گوسفند دنبال توپ میدویدیم و اگر شانس میآوردیم توپ نزدیکمان میشد و ما هم یه شوتی بهش میکردیم و توپ به یه سمتی میرفت (البته انصافا بعضیها بازیشون خوب بود) معلم ورزشی مه که عملا نمیدیدیم اصلا آموزشی درکار نبود فقط میچریدیم. حالا موقع امتحان ورزش که میشد آیتم ها خیلی جالب بود، مثلا بارفیکس، درازنشست، دو 4*8 و دو 540مترآخه کسی نیست که بگه خوب من از کجام باید این آیتم ها رو انجام بدم. آخه من نمیدونم چجور میشه از دو 540متر امتحان گرفت. یه جایی میخوندم نحوه دو 540متر به این صورته که شما باید به نحوی بدوید که یکمی شبیه دویدن باشه که مثلا ضربان قلبتون تند بشه و این کار برای عروقتون خوبه. حالا ما چکار میکردیم، یه کرنومتر برامون میگرفتن هرکی زودتر میرسید نمره بالاتری میگرفت تازه تمام عروق خودمون و جد آبادمون میآمد توی دهنمون و وقتی میرسیدیم خط پایان زبونون 3متر بیرون زده بود. خوب این که شد دو سرعت!!!

این خاطره هم اگر اشتباه نکنم مربوط به کلاس پنجم دبستان میشه: امتحان بارفیکس داشتیم و معلم ورزش بخاطر اینکه قد بجه ها به میله بارفیکس نمیرسید آونها رو بلند میکرد من یادمه این صحنه رو که یکی از دوستام در حالی که آویزون میله بود و هیچ کاری نمیتونست بکنه جز لبخند زدن در حالی که لباسش بالا رفته بود و نافش معلوم بود (این هم امتحان ما) البته بازم میگم یه عده واقعا استعدادهای خوبی داشتن.

حالا کلاس ورزش عادیمون چطور بود، همون فوتباله، فکر میکردین معلم بالای سرمون بود که بگه کی چکار کنه کی چکار نکنه؟ نه بابا حتی اکثر وقتها داوری هم نمیکرد. منم وقتی دیدم چیزی از توی فوتبال در نمیآد رفتم سراغ بقیه رشته ها مثل هندبال و والیبال. راستی یادم نره بگم چند مدتی هم (فکر کنم یه سال و خورده ای شد) رفتم کلاس تکواندو اما به گفته خانواده بخاطر وارد نشدن لطمه به درسها ولش کردم. یادم میآد که همون موقع میتونستم پاهام رو 180 درجه باز کنم راستی شطرنج رو هم در 7 سالگی یاد گرفتم که فکر کنم قهرمانای دنیا هم شطرج رو دیرتر یاد میگیرن.

راهنمایی; خیلی از لحاظ آموزشی تفاوتی با دبستان نمیکرد فقط زمین فوتبالمون بهتر شد. تعداد بازیکن ها هم خیلی کمتر شد و ضمنا معلم ورزش قضاوت و داوری را بر عهده میگرفت که جای شکرش باقیست. البته بجز فوتبال شما میتوانستید بسکتبال هم بازی کنید ولی با یک سبد و بدون آموزش و غیره که معمولا بیش از 3-4 طرفدار نداشت نکته جالبی که در دوران ورزش راهنمایی یادم میآد این بود که معلم ورزشمان تاکید بسیار شدید بر آوردن لباس ورزشی داشت (حالا نه اینکه قرار بود ورزش جهان رو متحول کنیم) اگه بخام به یه خاطره خوش در دوران ورزشی دوره راهنمایی اشاره بکنم اینه که یه بار شاهد خوردن توپ پس کله معلم ورزشمون که از قضای روزگار ناظممون هم بود، بودم و جای خالیتون کلی خنده برفت. راستی یکی از تابستونها هم رفتم کلاس فوتبال البته چه کلاس فوتبالی : زمین آسفالت، جمعیت یه عالمه، آموزش دهنده یه نفر، دیگه معلومه آخر و عاقبتش چی میشه.

دبیرستان؛ همچنان سیستم مثل قبل بود: توپ فوتبال وسطمون انداخته میشد ما بازی میکردیم و هر چند وقت یک بار هم 540 متر میدویدیم ... .

از آنجا کهمن مهارت خاصی در فوتبال پیدا نکرده بودم دیگه هم خیلی باهاش حال نمیکردم، بعد از مدتی تصمیم گرفتم رشته پینگ پونگ رو انتخاب کنم که جدید بود. البته آموزش اونم توسط بچه ها انجام میشد نه کس دیگه. تازه بازی بچه ها هم که همچین درست و حسابی نبود. میز هم دو تکه چوب نئوپان بود که بروی چهارچوب فلزی سوار بود. از پینگ پونگ بازی کردن خوشم میآمد بعضی از عصرها با بچه ها میرفتیم توی پارک و بازی میکردیم که البته میز اونجا هم سنگی بود. (یادم میآید سالهای بعد که میرفتیم بخاطر اینکه اوجایی که این میز بود زیرش خاک بود ما با بیل میرفتیم تا زمین رو یه مقدار درست کنیم تازه به بار هم فکر کنم زیر پامون گلاب به روتون کثافت سگ بود). خلاصه گذشت و گذشت من در دوران دبیرستان پینگ پونگ و فوتبال رو هر چند غیرحرفه ای، بازی میکردم تا دوران پیش دانشگاهی که رفتم باشگاه بدنسازی و چند ماهی هم اونجا بودم.

دانشگاه؛ خلاصه اومدیم دانشگاه و همونطور که میدونید دو درس تربیت بدنی یک و دو در دانشگاه هست که هر کدامش هم یه واحده. منم اینقدر این دوتا درس رو نگرفتم که ترم آخر مجبور شدم 2تاشو با هم بگیرم. تربیت بدنی یک آمادگی جسمانی بود. آخه پدرت خوب مادرت خوب من با هفته ای حداکثر 1.5ساعت توی 3-4 ماه چطوری میتونم آمادگی جسمانی خودمو بالا ببرم. هر هفته ما یکمی میدویدیم و حرکات کششی انجام میدادیم و نهایتا فوتبال بازی میکردیم. در تربیت بدنی 2 باید یک رشته خصصی رو انتخاب میکردیم و نهایتا از همون ازمون امتحان میگرفتن.

خلاصه دانشگاه هم تموم شد من ماندم و سیستم آموزشی ورزشی ما. در آخر به خودم نگاه کردم میبینم من از لحاظ ورزشی همچین آدمی هستم:

-         فوتبال بازی کردنم افتضاحه

-         هیچوقت بعد از دبستان هندبال بازی نکردم

-         تقریبا هیچ تاثیری از تکواندو رفتن در خودم نمیبینم

-         والیبالم داغونه

-         آمادگی جسمانی و بدنسازی هم ...

-         شطرنج رو ادامه ندادم

-         پینگ پونگ هم که فکر میکردم خوب بازی میکنم متوجه شدم که بسیاری از افراد چقدر بهتر از من بازی میکنن و شکست دادن من براشون خیلی کاری نداره

حالا سوال اینجاست ما با این سیستم مزخرف ورزشی به کجا میخایم برسیم؟ آیا نباید استعدادها از دوران کودکی شناخته بشه و روی آنها کار بشه؟ شاید من یا هرکدام از همکلاسی های من اگر از دوران کودکی مورد ارزیابی قرار میگرفتیم و بجای اینکه شونصد تا رشته ورزشی رو کار کنیم روی یکی تمرکز میکردیم و درست و علمی روش کار میکردیم به یه جایی توی ورزش میرسیدیم مگر کسانی که قهرمان شهر یا کشور یا حتی جهان میشوند از مریخ اومدن؟

مثلا من پینگ پونگ رو تجربی یاد گرفتم توی همون جیزهایی هم که یاد گرفتم بد نبودم اما کسی نبود که بخاد علمی یادم بده و منظم تمرینم بده و گرنه خودم هم علاقه داشتم تازه جوی هم که در خانه هاست اینجوریه که بچه باید درس بخونه و حالا اگر از درس خوندن خفه شد اشکال نداره ولی ورزش کردن نه!!!

توی مدرسه هم جالب این بود که تقریبا مهارت بچه ها با درخون بودنشان رابطه عکس داشت. این نشون میداد کسایی که مثلا درسخون هستن اوضاع ورزششون داغونه.

شما انصافا یه جایی مثل کشورهای پیشرفته رو نگاه کنین هم پسرها هم دخترها یک رشته ورزشی رو انتخاب میکنن و مثل چی باهاشون در اون رشته کار میشه خواه اون رشته والیبال باشه خواه راگبی باشه خواه رقص باشه (جدی میگم ها) با مربی و دیگر بند و بساط ها برای هر رشته. حالا ما چی: پسرها که معمولا همه فوتبال بازی میکنن آخرش هم اینه وضعیت فوتبال کشورمونه دخترها هم که نمیدونم بدمینتون یا والیبال یا هر چیز دیگه بازی میکنن که اینم وضعیتش رو میبینید اصلا مطرح نیستیم در دنیا!

پس با این اوضاع و احوال چه انتظاری داریم مشکلاتی از قبیل پوکی استخان و یا دیابت حل شود(مخصوصا در زنان) فرهنگ تغذیه را که هیچ کاری نداریم اما فرهنگ ورزشیمان که افتضاح است. چیزی به نام ورزش همگانی هم که عملا من ندیدم فقط سالی یکی دو بار دلشون خوش است پیاده روی همگانی گذاشتن و 4تا تیکه وسایل ورزشی توی پارک گذاشتن البته بهتر از هیچیه ولی اصلا کافی نیست (وقتی رییس ورزش همگانی همزمان  2-3 پست و مقام دیگه هم داره همین میشه دیگه! بگذریم) خوب اینم که برنامه ریزی منظم ورزشی نمیشه. شما فکر کنین زنان جامعه ما الان چند کالری میسوزونن؟ اصلا مردان جقدر میسوزونن؟ خوب این همه جماعت حداقل هر کدام 12 سال مدرسه رفته اند(حالا میگیم هیچ کدام هم دانشگاه نرفتن) یعنی این مدت برای آمادگی جسمانی یه فرد در یه ورزش و آمادگی روانی او برای تداوم ورزش کافی نیست؟

در یه جایی میخوندم در مدارس ‍ژاپن نیم ساعت دانش آموزان و معلمان همه با هم ورزش میکردن چون به این نتیجه رسیدن که عقل سالم در بدن سالم است حالا ما چی ما فقط بلدیم شعار بدیم و ضرب المثل بسازیم "عقل سالم در بدن سالم". نهایت کاری هم که میکنیم اینه که اخبار ورزشی رو دنبال میکنیم ببینیم فرگوسن چه حرفی زده خوزه مورینیو فصل بعد کجا میره و قرارداد قلان بازیک چقدره؟ خوب به تو چه که چقدره! حالا اگه خودت هم ورزشکار بودی دلم نمیسوخت.

چقدر هم گیر دادیم به فوتبال آخه من نمیدونم چرا؟ دنبال کردن فوتبال برای یه جامعه ای مثل انگلیس و اسپانیا و ایتالیا خوبه نه ما که این همه خرج توی فوتبال میکنیم آخرش هم زورکی با 10هزار تا اما و اگر که میریم جام جهانی یا نمیریم؟ اگه این خرجی رو که توی فوتبال میکردیم توی یه چندتا ورزش دیگه میکردیم انصافا نمیتونستیم چندتا مدال دیگه توی المپیک بیاریم؟ حال زورم از این میگیره که نه تنها توی فوتبال هیچی نمیشیم بلکه هر چند وقت یه بار هم شاهد این هستیم که فوتبالیست هامون ماشالله چه حرکات غیر اخلاقی قشنگی انجام میدن (حالا بعضی هاش علنی میشه بعضیاش نه بعضیاش کلیپش در میاد بعضیاش هم تو روزنامه مینویسن) در کل این موضوع که بعضی از فوتبالست هامون واقعا بیشعور و بیفرهنگ هستن که شکی نیست. حالا هی بچسبین به فوتبال ببینم چی آخر از توش براتون در میآد.

از فوتبال بگذریم که  دلم خونه.

یادمه با یکی از دوستام رفتیم که مثلا برای کلاس پینگ پنگ اسم بنویسیم بعد از یه حساب دو دوتا چهارتایی و احتساب هزینه کالس و هزینه ایاب و ذهاب و ... به این نتیجه رسیدیم که فایده ای نداره تازه همون یکی دو دفعه ای هم که رفتیم و دیدیم بنظر نمیرسید از آموزش درست و حسابی خبری باشه فقط بیشتر شیبه این بود که یه جایی آماده شده تا یه عده ای بیان و یکمی بازی کنن.

خوب با این اوضاع و احوال ما چطور انتظار داریم که در دنیا ورزشمون مطرح بشه باور کنین همینی هم که الان هستیم بنظر من خیلیه. بنظر من با این امکانات و شرایط مزخرف می تونیم اینقدر مدال بگیریم هم خوبه. با این اوضاع بی برنامگی که ما داریم. ژاپن میگن چند سال پیش ها فوتبالش در حد له بود و اصلا قابل قیاس با ما نبود یه برنامه ریزی درست بلند مدت کردن الان ببین فوتبال ژاپن کجاست ما کجاییم، هنوز اندر خم یه کوچه ایم. نه فقط فوتبال همه ورزش ها برنامه ریزی درست میخاد.

نمیدونم شاید من دارم اشتباه میکنم!

شاید درستش این باشه که بشینیم پای پلی استیشن و فیفا 2011 بازی کنیم!

یا بشینیم و منتظر باشیم تیم فوتبالکشورمون بره جام جهانی و ما فقط پای تلویزیون حرص بخوریم!

شاید من دارم اشتباه میکنم!

شاید اصلا ورزشکار تریبت کردن اصلا به کار بنیادی احتیاج نداشته باشه!

شاید اصلا ورزش کردن مفید نباشه!

نمیدونم!

اما این عقل ناقص من که اینطوری برداشت نمیکنه.

به هرحال دوست عزیز، خواهر یا برادر گرامی، هر جایی هستی، مخصوصا اگر جوون هم هستی تا دیر نشده بچسب به یه ورزشی و ادامه اش بده. هیچ هیچ که نباشه برای سلامتی خودت خوبه. اگر نمیخای ورزش حرفه ای کنی برو توی خیابون با این دستگاه های توی پارکها ور برو. میتونی هر روز یا یه روز درمیون این کارو انجام بدی یا اینکه مثلا هر روز روزی 500متر بدووی و بعد از یه مدت مثلا بیشترش مخصوصا وقتی سن تون بالا میره).

من دیگه نمیدونم به چه زبونی بگم آقاجان تو چه ورزش کنی. حالا من نمیگم که بیا و دونده شو فقط هر چند وقت یه بار یکمی بدو. خانمهای محترم شما هم اگه یه مقدار این ورزش رو جدی بگیرید هم به سلامت خودتون کمک میکنین هم برای فرم بدنتون خوبه.

این کارها هم چه بکنی چه نکنی هیچ فرقی واسه من نداره و یه قرون به من نمیدن یه قرون هم ازم نمیگیرن هر گلی زدی به سر خودت زدی. من که خودم یه تلاشهایی برای خودم کردم در ضمن اینم یه توصیه برای پدر و مادرها از همین بچگی سعی کنید بچه هاتون در حداقل یه رشته ورزشی مهارت پیدا کنن که برای سلامت جسمانی و روانیشون هم خوبه. من خودم که بچه ندارم (البته زن هم ندارم) ولی از الان تصمیم گرفتم که بچه ام هر کاری میکنه به ورزشش هم برسه.

به امید روزی که همه ایرانیان ورزشکار و تندرست باشند.

     

 

/ 0 نظر / 16 بازدید